اولین انسان با روش لقاح مصنوعی

۳ مرداد: تولد اولین انسان از روش لقاح مصنوعی

۳۶ سال پیش در چنین روزی لویس براون به روش لقاح مصنوعی و به عنوان اولین انسانی که از این روش متولد می‌شد، چشم به جهان گشود. این تولد موفقیت آمیز تحولی بود در علم پزشکی در درمان بیماری ناباروری. دکتر سِر رابرت ادواردززیست شناس برجسته انگلیسی بدلیل ارائه این روش و تحقیقات گسترده در این حوزه مفتخر به دریافت جایزه نوبل در سال ۲۰۱۰ گردید.

۳۶ سال پیش در چنین روزی یعنی ۲۵ جولای ۱۹۷۸ اولین انسان با روش لقاح مصنوعی چشم به جهان گشود تا یکی از بزرگترین دستارودهای علم زیست شناسی در اواخر دهه ۷۰ میلادی شکل بگیرد. این روش درمانی کمک زیادی به بسیاری از خانواده‌هایی کرد که دچار مشکل ناباروری شده بودند و تا سال ۲۰۱۲ بیش از ۵ میلیون نوزاد از این روش متولد شدند.

رابرت ادواردز در ۲۷ سپتامبر ۱۹۲۵ چشم به جهان گشود. تحصیلاتش را در زیست شناسی آغاز کرد و تا مقطع دکترا در دانشگاه ادینبورگ پیش رفت و موفق به دریافت مدرک دکترا شد. این زیست شناس برجسته تحقیقات گسترده‌ای را برای درمان بیماری ناباروری صورت داد و سرانجام موفق به ابداع روشی شد که توانست امید را به زوج‌های که تا قبل از آن هیچ شانسی برای بچه‌دار شدن نداشتند، برگرداند. لسلی بران که اولین انسانی است که از این روش درمانی متولد شد، خود در سال ۲۰۰۴ ازدواج کرد و توانست فرزند خود را در دسامبر سال ۲۰۰۶ بصورت طبیعی بدنیا بیاورد. رابرت ادواردز در سال ۲۰۱۰ بخاطر خدماتی که برای درمان بیماری ناباروری انجام داده بود و روش ابداعی که امید را به زوج‌های بسیاری بازگردانده بود مفتخر به دریافت جایزه نوبل شد. این زیست شناس برجسته در ۱۰ آوریل ۲۰۱۳ و در ۸۷ سالگی در حالی که امید را برای بسیاری از زوج‌های جوان زنده کرده بود، چشم از جهان فروبست.

شستن لباس ها در قرن 21

با دویدن، لباس‌های خود را بشویید!

انرژی، یکی از مهم‌ترین فاکتورهای قدرت کشورها است، از این‌رو کمبود منابع انرژی بسیاری را به استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر واداشته است؛ شاید استفاده از انرژی انسان برای پیشبرد کارها چندان ایده‌ی تازه‌ای نباشد، اما روش بکارگیری این انرژی در ماشین لباس‌شویی Si Hyeing Ryu نگرش نوینی است.

معمولاً کارشناسان در زمان دویدن روی تردمیل، کاربران را از انجام کارهای دیگری که منجر به پرت شدن حواس آن‌ها شود، منع می‌کنند. اما یکی از دانشجویان طراحی صنعتی در کره‌ی جنوبی تردمیلی به شکل دایره را برای شرکت در مسابقه‌ی آزمایشگاه طراحی الکترولوکس 2014 ارایه کرده که با دویدن روی آن می‌توان لباس‌های کثیف را نیز شست. این دستگاه هیبریدی یا به بیان بهتر لباس‌شویی-تردمیل قادر است تا با استفاده از انرژی جنبشی کاربر در زمان دویدن روی لباس‌های کثیف را نیز بشوید.

هیونگ ریو، طراح این دستگاه در این مورد چنین اظهار نظر کرده است:

این دستگاه هیبریدی علاوه بر صرفه‌جویی قابل ملاحظه در مصرف انرژی، مزیت دیگری نیز دارد که می‌توان از جمله‌ی آن به ترکیب دو دستگاه جاگیر با یکدیگر اشاره کرد. همچنین این دستگاه زمان مورد نیاز برای شستن لباس‌ها و همچنین ورزش را نیز یکی کرده است.

درون ساختار دایره‌ای این تردمیل، چندین محفظه‌ی استوانه‌ای شکل قرار گرفته است که کاربری آن‌ها دقیقاً شبیه محفظه‌های موجود در ماشین‌های لباس‌شویی معمولی است. برای استفاده از این ماشین لباس‌شویی کافی است تا مسافتی برابر چند کیلومتر را درون این دستگاه بدویم تا انرژی مورد نیاز برای شستن لباس‌ها در چند نوبت یا برای چند نوبت تامین شود. این ماشین‌لباس‌شویی-تردمیل دارای باتری‌هایی است که انرژی الکتریکی تولید شده در زمان دویدن را ذخیره می‌کند تا در ماشین لباس‌شویی مورد استفاده قرار گیرند.

بزرگ ترین پروژه هوش مصنوعی در جهان

 پروژه‌ی هوش مصنوعی در جهان که برای حدود ۳۰ سال در سکوت توسعه یافته است .

اگر تصور می‌کنید اوج تلاش‌های شکل‌گیری هوش‌ مصنوعی توسط کمپانی‌های مطرحی همچون اپل، گوگل و مایکروسافت انجام می‌شود باید بدانید که در اشتباه هستید. سیستم های ارائه شده توسط این شرکت‌ها سطحی‌ترین مرحله از هوشمندی را ارائه می‌کنند و کاملا تجاری هستند. با زومیت در ادامه همراه باشید تا شما را با نمونه‌ای واقعی از هوش مصنوعی که حدود سی سال بر روی آن کار شده، آشنا کنیم.

ظهور سیستم‌های هوشمندی نظیر واتسون که توسط IBM توسعه داده شده یا سیری اپل، موجی از درخواست برای یک سیستم هوش مصنوعی نظیر آنچه در مجموعه‌ی اِستار تِرِک وجود داشت را در جوامع بشری بوجود آورد. نوعی سیستم هوش مصنوعی که قادر باشد دستورالعامل‌ها را به زبان عامیانه‌ی انسان‌ها دریافت کند، استنتاج‌های مناسبی انجام داده و در نهایت بدون نیاز به میلیون‌ها واحد کدنویسی و فهماندن برنامه، عملیات مد نظر کاربر را انجام داده و پاسخگو باشد.

به نظر می‌رسد کمپانی هوش مصنوعی Cycorp رویکرد متفاوتی پیش گرفته و تبدیل نمودن دانش و قوه‌ی ادراک بشری به کدهای قابل درک توسط رایانه را هدف کار خود قرار داده است تا کامپیوترها بتوانند به بهره گرفتن از آن بپردازند. توسعه‌دهندگان Cycorp زحمت ساختاردهی به میلیون‌ها قطعه از داده‌هایی که ما بعنوان انسان برای فهم جهان بر آن‌ها متکی هستیم و جهان‌بینی ما را شکل می‌دهند را به روشی قاعده‌مند درآورده‌اند تا ماشین‌ها را قادر سازند که از این دانش بعنوان منطق و دلیل استفاده نمایند. جالب است بدانید که به هیچ عنوان با یک استارت آپ تازه کار روبرو نیستیم و این کمپانی از سال ۱۹۸۴ تا کنون مشغول فعالیت بر روی این پروژه بوده و بزودی تولد ۳۰ سالگی خود را جشن خواهد گرفت! مدیرعامل Cycorp، داگ لینات می‌گوید:

ما روال کاری خود را بصورت عمدی بی سر و صدا پیش بردیم؛ بدون سرمایه‌گذاری خارجی، بدون قرض و بدهی. ما مقالات زیادی در خصوص کارهای خود ننوشتیم و در کنفرانس‌های چندانی نیز شرکت نکردیم. اما برای اولین بار پس از ۳۰ سال، به اندازه‌ی کافی به آنچه می‌خواستیم نزدیک شده‌ایم و پروژه‌ی خود را سرانجام در حدی می‌بینیم که بخواهیم در خصوص آن با شما صحبت کنیم. بسیاری از افرادی که در اینجا حاضر هستند از سی سال پیش تا کنون این پروژه را همراهی کرده‌اند. مری شپرد و من در آگوست سال 1984 شرکت Cycorp را تشکیل دادیم و هر دوی ما نیز همچنان در آن مشغول به کار هستیم. این مهم‌ترین پروژه‌ای است که هر کسی ممکن است بخواهد روی آن کار کند. این پروژه موجب تقویت هوش انسانی خواهد بود.

داگ لینات، مدیرعامل Cycorp

اگر به ساده‌ترین شکل ممکن قصد بیان فعالیت این پروژه را داشته باشیم، می‌توان گفت که Cycorp تلاش داشته بوسیله‌ی نرم‌افزار به خلق یک مغز بپردازد؛ آن هم کاملا از پایه.

هر بار که شما به هر نوعی از متن  یا سخنی که یک انسان برای انسان دیگر نوشته یا به زبان آورده در دنیای واقعی نگاه می‌کنید با اندکی تحلیل متوجه خواهید شد که این تکه‌ی متن سرشار است از شباهت‌ها، توجیه منطق، باور، توقع، ترس، مفاهیم کیفی، مقادیر بسیار متغیرها و معرف‌های کمی… در چنین مواقعی همگان به دنبال راهی هستند که بدون صرف هزینه به استفاده از این مسئله بپردازند. سیستم‌های متعددی که هیچ عمقی ندارند تلاش کرده‌اند جلایی از هوشمندی یا یادگیری آماری از مقادیر فراوان داده‌ها را به نمایش بگذارند و به کسب سود بپردازند. آمازون و نت‌فلیکس به شکل بسیار عالی به ارائه‌ی پیشنهاد در خصوص کتاب و فیلم‌های مورد نظر کاربر می‌پردازند بدون آنکه سیستم‌های آن‌ها هیچگونه درکی از فعالیتی که انجام می‌دهند یا اینکه چرا شخصی باید از چیزی خوشش بیاید داشته باشد. این همان تفاوت میان شخصی است که درک می‌کند چه فعالیتی را انجام می‌دهد و شخصی که تنها به انجام حرکات به اجرای آن‌ها می‌پردازد.

داگ لینات، مدیرعامل Cycorp

محصول توسعه یافته توسط Cycorp که Cyc نامیده شده بر اساس روال معمول “برنامه‌نویسی” نشده است. در حقیقت واژه‌ی برنامه‌نویسی برای این پروژه چندان صحیح نبوده و اگر بخواهیم بشکلی دقیق‌تر بیان خود را تصحیح کنیم، باید گفت که این پروژه به سیستم “آموخته” شده است. لینات می‌گوید که اغلب افراد برنامه‌های کامپیوتری را رویه‌های از پیش‌تعیین شده‌ای تصور می‌کنند که یک روند کاملا مشخص در دل خود دارد. اما ساختن Cyc برخلاف این حالت بوده و بسیار به آموزش دادن به یک کودک شباهت داشته است. او در ادامه می‌گوید:

ما از یک زبان یکپارچه و پایدار برای ساختن مدلی از دنیای واقعی استفاده می‌کنیم. این بدان معناست که Cyc قادر است در آنچه که افراد می‌خوانند یا برای یکدیگر می‌نویسند بجای دیدن فضای مشکی، فضای سفید را مشاهده کند.

یک نویسنده ممکن است به صراحت به انتخاب لغت‌ها و جملات مشخصی برای ارائه‌ی منظور در حین نوشتن بپردازد، اما در میان جملات، ممکن است خواننده نسبت به دریافت هرگونه استنباطی اقدام کند. Cyc نیز به‌گونه‌ای شکل گرفته که قادر به انجام اینگونه استنباط‌ها باشد. برای مثال این جمله را در نظر بگیرید: “جان اسمیت اولین بانک ملی را مورد سرقت قرار داد و در نتیجه‌ی آن به سی سال زندان محکوم شد”. این جمله جزییات زیادی را فاش نمی‌کند و اطلاعاتی در خصوص نحوه‌ی دستگیر شدن جان اسمیت، بازداشت وی، محاکمه و گناهکار شناخته شدن بیان نمی‌کند. یک انسان هیچ‌گاه خود را درگیر فهم این موارد از جمله‌ی ارائه شده نمی‌کند چراکه مسلما بسیار حوصله سر بر، گیج‌کننده یا حتی گاهی توهین‌آمیز خواهد بود. شما هنگام ادای جملات به راحتی می‌توانید روی درکِ صحبت خود از سوی مخاطب حساب کنید. چنین مساله‌ای همانند استفاده از ضمیرها خواهد بود که شما با ادای هر یک در سخنان خود انتظار دارید شنونده به خوبی متوجه مرجع ضمیر مورد نظر شما بشود. حال باید بدانیم که متوجه شدن و اعمال برداشت صحیح چنین مواردی هرچند برای آدمی بسیار ساده است، اما برای یک کامپیوتر بسیار دشوار و دور از انتظار خواهد بود. با این حال پروژه‌ی Cyc قادر است به خوبی از پس انجام این موضوع برآید. لینات می‌گوید:

در صورتی که به کامپیوترها ماهیت انسانی داده شود، آن‌ها به یقین خود را به شکل موجوداتی متوهم، مبتلا به اسکیزوفرنی یا هر شکل دیگری از عدم پایداری به نمایش می‌گذاشتند. شما هیچ‌گاه نگهداری از یک کودک یا پختن غذا را به چنین شخصیتی واگذار نخواهید کرد چراکه از خطرات و غیرعاقلانه بودن این عمل آگاهی دارید. اما می‌بینیم که در دنیای امروز تلاش می‌کنند چنین فعالیت‌هایی را در افق توانایی‌های ربات‌های خانگی به نمایش بگذارند و به آن سو حرکت کنند. واگذاری اعمال مهم زندگی به چنین ربات‌هایی که هیچ فهم و درکی ندارند و همه چیز را به زبان خود صرفا پردازش می‌کنند درست مثل واگذار کردن مسائل به حیوانات خانگی خواهد بود!

اگر شما ربات‌های فعلی و ربات‌هایی که دنیا تصور می‌کند باید وجود داشته باشند را در نظر بگیرید متوجه خواهید شد که وجود آن‌ها به شدت وابسته به پروژه‌ای نظیر Cyc خواهد بود تا بتوانند به موجب آن درک صحیح‌تری از دنیای پیرامون خود داشته باشند. درست همانگونه که بر روی رایانه‌های خود به نصب سیستم‌عامل می‌پردازیم، ممکن است روزی Cyc را بر روی ربات‌های خانگی خود نصب کنیم تا دنیایی از دانش و فهم را از آن‌ها انتظار داشته باشیم. همچنین درست به همین دلیل که Cycorp پروژه‌ی خود را از صفر شروع کرده و تلاش نموده تقریبا دانش همه‌چیز را تحت پوشش خود قرار دهد، می‌توان انتظار کاربردهای فوق‌العاده گسترده‌ای را از آن متصور بود. این سیستم هم‌اکنون در آموزش ریاضیات به دانش‌آموزان کلاس ششم مورد استفاده قرار می‌گیرد!

Cyc قادر است چنین وانمود کند که یک دانش آموز کلاس ششمی است که گیج شده و در این میان وظیفه‌ی کاربران این خواهد بود که به این هوش مصنوعی برای یادگیری ریاضیات ششم کمک کنند. در این میان نیاز به سرمایه‌گذاری احساسی و نیاز به تفکرات اساسی و… وجود دارد. برنامه‌ی ما مشخصا ریاضیات را درک می‌کند اما برخلاف نمونه‌های مشابه، به سادگی به صحبت‌های دانش آموزان گوش کرده و وجود ابهام در فهم آن‌ها را تشخیص می‌دهد. این برنامه قادر است رفتاری که موجب می‌شود بهترین یادگیری در اشخاص حاصل شود را تشخیص داده و به کار گیرد. یکی از مسائلی که ممکن است شاهد آن باشیم، ایجاد انقلابی در ریاضیات ششم است که البته سایر زمینه‌های علوم در رده‌های دیگر نیز می‌توانند از آن منتفع شوند. هیچ دلیلی برای عدم استفاده از این روش در پایه‌ی برنامه درسی وجود ندارد.

بیزینس اینسایدر در ادامه از لینات پرسیده که داگلاس هافستادر، نویسنده و متفکر مشهور ممکن است در خصوص Cyc چه نظری داشته باشد:

هافستادر ممکن است بداند برای هوشمند شدن سیستم‌ها چه کاری لازم است انجام شود، اما دست یافتن به این موضوع برای شخصی که متاسفانه من بوده‌ام دهه‌ها به طول انجامیده تا به گونه‌ای علمی و عملی به پیاده‌سازی این پروژه بپردازیم و طرحی عملی را ارائه نماییم. این پروژه با هیچ قصد و منظوری ایجاد نشده نگر آنکه کاربردی و مفید بوده باشد.

سیستمی چنین هوشمند، با برخورداری از جهان‌بینی و دانش، همان اندازه که می‌تواند بسیار مفید و پیشرفتی عظیم باشد؛ باعث رعب و ترس از این سطح هوشمندی خواهد بود. سیستم‌هایی که همچون انسان درک می‌کنند، تشخیص می‌دهند و با دانش خود پیشرفت خواهند کرد…

افزایش سرعت و امنیت اینترنت

معرفی پروتکل جدید شبکه که می‌تواند سرعت و امنیت اینترنت را به شکل چشمگیری افزایش دهد .

محققان در دانشگاه آلبرگ، MIT و کلتک موفق به توسعه‌ی یک تکنیک مبتنی بر ریاضیات شده‌اند که می‌تواند سرعت انتقال داده‌های اینترنتی را تا ده برابر افزایش دهد. این شیوه بر هوشمندسازی چشمگیر گره‌های (نودهای) شبکه و نیز افزایش قابلیت انطباق آن‌ها متکی است.

این پیشرفت همچنین موجب افزایش قابل توجه و گسترده‌ی امنیت انتقال داده‌ها در مسیر شبکه شده و می‌تواند راه خود را به شبکه‌ی مخابراتی 5G، ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت اشیا باز نماید. در ادامه‌ی این مقاله تلاش می‌شود ضمن نگاهی به مشکلات پروتکل فعلی اینترنت، با بیانی ساده، به توضیح راه‌حل جایگزین و دستاورد تیم تحقیقاتی دانشگاه آلبرگ بپردازیم.

مشکل TCP/IP چیست؟

قرارداد هدایت انتقال، یا Transmission Control Protocol که همچنین قرارداد کنترل انتقال و یا پروتکل کنترل انتقال نیز گفته می‌شود؛ مجموعه‌ای از پروتکل‌های قراردادی است که پایه و اساس اینترنت را تشکیل می‌دهند. برای برقراری یک ارتباط گفتاری بوسیله اینترنت، در لایه انتقال از دو پروتکل TCP و UDP استفاده می‌شود. پروتکل TCP انتقال داده را با دقت و امنیت بالا انجام می‌دهد در حالیکه ویژگی پروتکل UDP انتقال سریع اطلاعات، بدون در نظر گرفتن مسائل امنیتی برای انتقال داده است. در این میان اما، راه سومی نیز وجود دارد که محققان به تازگی بصورت عملی به پیاده‌سازی آن پرداخته‌اند.

داده‌ها بر بستر اینترنت در قالب بسته‌هایی که Packet خوانده می‌شود ارسال می‌گردد که قسمت کوچکی از اطلاعات دیجیتال هستند. شیوه‌ی دقیق ساختاردهی و فرآیند تحویل این بسته‌ها به مقصد توسط دنباله‌ای از پروتکل‌ها که TCP/IP نامیده می‌شود تعریف می‌گردد که مجموعه‌ی پروتکل اینترنت خوانده شده و در اوایل دهه‌ی 70 میلادی طراحی شده است.

در زمان معرفی، دنباله پروتکل اینترنت یک پیشرفت عظیم رو به جلو شناخته شد که شیوه‌ی و سنت انتقال اطلاعات دیجیتال را متحول کرد. شایان ذکر است که این پروتکل با گذشت چهل سال از نخستین به کار گیری همچنان ستون فقرات اینترنت را تشکیل می‌دهد. با وجود تمام این شایستگی‌ها، این پروتکل نیز از نظر کارایی، بهینه بودن، امنیت و انعطاف‌پذیری بی‌نقص نیست. برای نمونه، به منظور موفق بودن یک تراکنش اطلاعات بر بستر TCP، دریافت کننده ملزم است که بسته‌های ارسال شده را دقیقا به همان ترتیب ارسال، دریافت نماید. در این حالت حتی اگر یک بسته به هر دلیلی از دست برود، پروتکل مربوطه این رخداد را بعنوان انباشت و ترافیک سنگین شبکه در نظر خواهد گرفت، سرعت تراکنش به شدت افت خواهد کرد و پس از آن فرآیند بازآوری با سرعت پایینی آغاز خواهد شد. این فرآیند برای برخی شرایط خاص ایده‌آل بوده و برای بسیاری از موقعیت‌ها نیز به شکل قابل توجهی ناکارآمد است. مشکل از آنجا ناشی می‌شود که پروتکل، به اندازه‌ای هوشمند نیست که بتواند اقدام صحیح مورد نیاز را شناسایی کرده و بر اساس شرایط بهترین حالت را به خود بگیرد.

همچنین اگرچه بسته‌ها می‌توانند از نظر تئوری تعداد نامحدودی از مسیرها را برای حرکت بین نقطه‌ی «الف» و «ب» در بستر شبکه به خود بگیرند اما مشخص شده است که داده‌ها در یک ارتباط TCP همیشه از یک مسیر واحد حرکت می‌کنند. چنین مساله‌ای فرآیند شنود ارتباط شما توسط جاسوسان و هکرها را به شدت ساده می‌سازد.

اما راه‌حل چیست؟

یک پیشنهاد که  در نهایت موجب حل شدن این معضل شود، طرحی است که کدگذاری شبکه خوانده می‌شود. این طرح تلاش دارد گره‌های موجود در شبکه را نسبت به حالت فعلی به مقدار قابل توجهی هوشمندتر سازد. در پروتکل TCP/IP، گره‌های موجود در شبکه تنها سوئیچ‌های ساده‌ای هستند که تنها قادرند بسته‌های اطلاعاتی را دریافت کرده، آن‌ها را ذخیره کنند و در مسیر از پیش‌ تعیین شده‌ی شبکه به گره بعدی ارسال کنند. در نقطه‌ی مقابل، در شیوه‌ی کدگذاری شبکه، هر گره می‌تواند در صورت نیاز از طریق مسیردهی مجدد یا رمزگشایی مجدد به دستکاری و تنظیم بسته‌ها بپردازد.

افزودن هوشمندی به شبکه در سطح گره‌ها می‌تواند به واقع یک تغییر تمرکز زدا باشد چراکه چنین مساله‌ای می‌تواند یکپارچگی و روال ساده‌ی شبکه را با تغییر مواجه کند. چنین روشی می‌تواند انعطاف‌پذیری بی‌نظیری را به شیوه‌ی مدیریت اطلاعات انتقالی اضافه کند. بعنوان نمونه، این طرح قادر است از مزیت TCP چندمسیری (Multipath TCP) بهره برده و ضمن افزودن یک مکانیسم رمزنگاری به افزایش امنیت و سرعت منجر شده و حتی امکان ذخیره‌ی اطلاعات در خود نودهای شبکه را هم فراهم کند.

در مطالعاتی که اخیرا صورت گرفته، محققان دانشگاه آلبرگ دانمارک با همکاری MIT و کلتک موفق شده‌اند نمونه‌ای از این پروتکل جدید که ذکر آن رفت را پیاده‌سازی کنند که نمایانگر دستاوردهای تاثیر برانگیزی در سرعت انتقال داده‌ها بود. در پیش‌نمایش ارائه شده، یک ویدیوی چهار دقیقه‌ای موبایل، در مدت زمانی پنج برابر سریع‌تر از شیوه‌ی سنتی دانلود شد و سپس بدون هیچ وقفه‌ای فرآیند استریم آن آغاز شد. محقق ارشد این پروژه می‌گوید:

در آزمایش‌های ما بر روی کدگذاری شبکه‌ی ترافیک اینترنت، تولیدکنندگان تجهیزات سرعتی را تجربه نمودند که بین پنج تا ده برابر سریع‌تر از حالت عادی است. و این تکنولوژی می‌تواند در ارتباطات ماهواره‌ای، ارتباطات موبایل و نیز اتصالات اینترنت عادی بر روی سیستم‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

این پروتکل به چه شکل عمل می‌کند؟

محتوای یک بسته‌ی انتقالی هرچه که باشد، خواه بخشی از یک ویدیوی یوتیوب بوده یا متن و ترانه‌ای را تشکیل دهد، در هر حالت بر اساس زنجیره‌ای از صفرها و یک‌ها کدگذاری خواهند شد که می‌تواند بعنوان یک عدد در ساختار دودویی در نظر گرفته شود.

در پروتکل TCP/IP، تمام کاری که گره‌های شبکه انجام می‌دهد ذخیره‌ی محتوای تک تک بسته‌های داده و سپس ارائه‌ی آن‌ها به گره بعدی است. اما در پروتکل توسعه داده شده توسط این محققان، محتوای هر بسته بعنوان یک عدد واقعی در نظر گرفته می‌شود و بسته‌ها در دسته‌های مشخصی پردازش خواهند شد. در این حالت، هر گره با استفاده از عددهای استخراج شده از محتوای بسته‌ها و نیز مجموعه‌ای از ضریب‌هایی که بصورت تصادفی تولید می‌شوند به تولید مجموعه‌ای از معادلات خطی خواهد پرداخت.

هر معادله‌ی خطی، یک بسته‌ی کدگذاری شده را ایجاد خواهد کرد که ضریب‌های تصادفی در قسمت Header بسته‌ی گدگذاری شده ذخیره خواهند شد. در این حالت متغیرهای ناشناخته، همان محتوای اصلی بسته هستند که بشکل عدد با آن‌ها رفتار می‌شود. به بیان دیگر، هر بسته‌ی کدگذاری شده بصورت همزمان در بر گیرنده‌ی بخشی از اطلاعات چندین بسته‌ی استاندارد است که در ضرایب متفاوتی ضرب خواهد شد.

همانگونه که احتمالا از ریاضیات دبیرستان به خاطر دارید، برای حل یک معادله با N مجهول، به N معادله‌ی خطی نیز نیاز خواهید داشت. بنابراین هر بسته‌ی کدگذاری شده، در بر دارنده‌ی یک معادله بوده که در نتیجه‌ی آن، دریافت کننده‌ی بسته به N بسته با ضریب‌های متفاوت نیاز خواهد داشت تا بتواند داده‌ها را رمزگشایی کند.

بنابراین شخصی که قصد شنود ارتباط را داشته باشد ملزم خواهد بود که تمامی بسته‌های داده را با هم رمزگشایی کند تا به اطلاعات رد و بدل شده دست یابد. نتیجه آنکه، پروتکل جدید ساختاری بسیار ایمن‌تر از پروتکل‌های فعلی اینترنت خواهد داشت.

اما سوالی که مطرح می‌شود این خواهد بود که چه نیازی است که تا این حد مسائل را پیچیده کنیم؟  پاسخ این است که در این شیوه، برخلاف TCP/IP، دریافت‌کننده ملزم به دریافت بسته‌ها در ترتیب مشخص نیست. در حقیقت ترتیب دریافت بسته‌ها در این شیوه کاملا بی‌اهمیت است.تمام آنچه که اهمیت خواهد داشت این است که دریافت‌کننده، تعداد N بسته‌ی کدگذاری شده را بدست آورده که همگی ضریب‌های متفاوتی داشته باشند. در صورت صحت این روال، گره دریافت کننده می‌تواند به سادگی به حل معادله پرداخته و محتوای اصلی را بدست آورد.

این سطح از انعطاف‌پذیری در ترتیب بسته‌ها به معنی سطح بهره‌وری بسیار بالاتر سیستم خواهد بود چرا که تمامی بسته‌ها قابل جایگذاری خواهند بود. در این پروتکل دیگر همانند TCP/IP شاهد تاخیر در ارتباطات سرور، آن‌ هم تنها به دلیل یک بسته‌ی مفقود شده نخواهیم بود. نتیجه آنکه، اکنون بدلیل بی اهمیت بودن ترتیب دریافت بسته‌ها، این تکه‌های کوچک داده می‌توانند از مسیرهای مختلفی برای رسیدن به مقصد عبور کرده که ضمن افزایش چشمگیر سرعت، باعث تقویت قابل توجه امنیت شبکه نیز خواهد شد. در چنین حالتی، ایجاد اخلال و شنود در ارتباط تنها با وارد شدن به یک مسیر تقریبا غیرممکن خواهد بود.

مرحله‌ی بعدی چیست؟

این تکنولوژی می‌تواند بصورت مستقیم در ارتباطات شبکه‌ی 5G کاربرد داشته باشد. اینترنت اشیا و شبکه‌های تعریف شده بر مبنای نرم‌افزار نیز از دیگر زمینه‌های کاربردی خواهند بود. دیگر اینکه، هوشمندی این شبکه می‌تواند امکاناتی را برای ارائه‌ی راهکارهای ذخیره‌سازی گسترده‌ای را در دل خود شبکه فراهم کند. محقق ارشد این پروژه چنین ادامه می‌دهد:

من فکر می‌کنم که این تکنولوژی در اغلب محصولات دیجیتال ادغام خواهد شد چراکه ارائه کننده‌ی برخی عملکردهای بسیار ضروری و حیاتی است. [متاسفانه] تنها چیزی که می‌تواند موجب توقف توسعه‌ی این پروژه شود پتنت‌ها خواهند بود. پیش از این، کمپانی‌های متعددی پتنت‌های قاطعی را در زمینه‌ی رمزنگاری بدست آورده‌اند. اما رویکرد ما این است که این پروتکل را تا حد امکان برای افراد بیشتری قابل دسترس کنیم.

ادغام نسخه‌های مختلف ویندوز

مایکروسافت نسخه‌های مختلف ویندوز را به یک سیستم‌عامل واحد تبدیل می‌کند .

مدیرعامل مایکروسافت، ساتیا نادلا تایید کرد که تمام نسخه‌های پایه‌ی ویندوز را ضمن ادغام، به یک سیستم‌عامل واحد تبدیل خواهد نمود. نادلا که امروز در کنفرانس ارائه‌ی گزارش مالی سه‌ماهه‌ مایکروسافت سخن می‌گفت به تحلیلگران اعلام کرد که کمپاتی متبوع وی در ادامه‌ی روند حرکتی خود سه نسخه‌ی سیستم‌عامل ویندوز را در هم ادغام خواهد نمود تا یک سیستم‌عامل همگرا برای تمام دستگاه‌ها ارائه کند.

نادلا در توضیح مفاهیم این تحول چنین بیان می‌کند که این نسخه‌ی همگرا شده، بر روی تمام اندازه‌های صفحه‌نمایش تطبیق پیدا خواهد نمود. بنابراین نسخه‌ همگرای ویندوز ضمن ارائه‌ی تجربه‌ی کاربری متناسب با اندازه‌ی صفحه‌نمایش، از ساختار، هسته و نیز برنامه‌های یکسانی بهره خواهد برد.

پیش‌تر و در زمان مدیرعاملی استو بالمر، مایکروسافت صاحب تیم‌های کاری جداگانه‌ای برای تولید نسخه‌های کاملا متفاوتی از ویندوز بود که بصورت مجزا از یکدیگر به فعالیت می‌پرداختند. اما اکنون آنگونه که ساتیا نادلا می‌گوید، مایکروسافت تنها از یک تیم برخوردار خواهد بود که بر روی معماری و سیستم یکسانی کار خواهد کرد. رئیس مایکروسافت در ادامه به ذکر منفعت‌های چنین طرحی برای کاربران و نیز توسعه‌دهندگان پرداخت و اذعان کرد که اگرچه این شرکت همچنان به فروش نسخه‌های مختلفی از ویندوز خواهد پرداخت اما پلتفرم متحد شده‌ی جدید امکان ساخت اپلیکیشن‌های جامع را برای ویندوز فراهم خواهد آورد که قادر هستند بر روی تمام دستگاه‌های مجهز به سیستم‌عامل ویندوز اجرا شوند.

مایکروسافت طی ماه‌های گذشته در تلاش بوده تا به سمت وحدت بیشتر در پلتفرم خود رهسپار شود. این کمپانی در آوریل، مایکروسافت به نمایش ابزارهایی پرداخت که امکان ساخت چنین اپلیکیشن‌های جامعی را فراهم می‌کردند. اکنون نیز ادغام سیستم‌عامل‌ها اقدامی است که مایکروسافت را یک قدم از رقیب دیرینه‌ی خود یعنی اپل (که مک و iOS را همچنان جدا نگاه خواهد داشت) فاصله می‌دهد. در هر حال، امکان اجرای یک اپلیکیشن واحد بر روی گوشی هوشمند، تبلت، PC و کنسول اکس‌باکس آن هم به بهترین شکل مساله‌ای است که باید در درجه‌ی اول مورد استقبال توسعه‌دهندگان قرار گیرد.

لازم به ذکر است که پیش‌تر کنونیکال نیز تلاش‌های خود را برای همگرا نمودن سیستم‌عامل مبتنی بر گنو/لینوکس خود یعنی اوبونتو آغاز نموده بود و اکنون در مراحل توسعه‌ی آن قرار دارد. نظر شما در خصوص این رویکرد به منظور ادغام سیستم‌عامل‌های دستگاه‌های مختلف چیست؟ آیا مایکروسافت در این مسیر موفق خواهد بود؟